rssنسخه موبایل سایت روناش
 
تازه های خوزستان

خوزستان


زیر ذره بین

آخرین خبرها

 

+100%-
تعداد بازدید :442
تاریخ : ۱۳۹۰/۱۰/۱۴ ۱۲:۰۳:۵۷ قبل از ظهر

پسر 19 ساله‌ کرجی که مادر و خواهرش را به قتل رسانده بود، توسط کارآگاهان جنایی اداره آگاهی ملارد دستگیر شد.

به گزارش روناش به نقل از جام جم ، ساعت ۱۹ روز شنبه همین هفته پسر جوانی سراسیمه از خانه‌شان در سرآسیاب ملارد، خیابان دانش غربی بیرون آمد و فریاد زد کمکم کنید، مادر و خواهرم کشته شده‌اند.

در پی فریادهای او، همسایه‌ها از خانه‌هایشان بیرون آمدند و پسر جوان را که وحشت‌زده بود، آرام کردند و خواستند وارد ساختمان شوند، اما پسر جوان که پیمان نام داشت، مانع از ورودشان شد.

در همین موقع یکی از همسایه‌ها با مرکز فوریت‌های پلیسی ۱۱۰ ملارد کرج تماس گرفت و موضوع را خبر داد.

دقایقی پس از این حادثه، ماموران کلانتری ملارد عازم محل شدند و با مشاهده جسد زن صاحبخانه و دختر ۱۴ ساله‌اش معصومه، با هماهنگی قضایی اجساد را به پزشکی قانونی منتقل کردند.

همچنین پسر خانواده (پیمان) را برای تحقیقات به اداره جنایی پلیس آگاهی ملارد انتقال دادند.

عوض کردن لباس قاتل، او را لو داد

ماموران در تحقیق از همسایه‌ها متوجه شدند زن صاحبخانه به نام ملاحت به بیماری ام‌اس مبتلا بوده و پسرش پیمان به عناوین مختلف با مادرش درگیری داشته است.

روز حادثه نیز همسایه‌ها صدای مشاجره و درگیری آنها را شنیده‌اند و پس از فریادهای کمک‌خواهی پیمان، او را در خیابان با لباس خون‌آلود دیده‌اند، اما او به محض حضور ماموران، لباسش را عوض کرده است.

با اطلاعات به دست آمده از همسایه‌ها، ماموران به یقین رسیدند پیمان در مرگ دو عضو خانواده‌اش نقش دارد.

کشف لباس قاتل در محل حادثه

ماموران با هماهنگی بازپرس مسلمی، رئیس شعبه اول دادسرای عمومی و انقلاب ملارد، محل حادثه را بررسی و لباس خون‌آلود پسر خانواده را کنار پمپ آب پیدا کردند.

پیمان ـ متهم جوان ـ بازجویی شد و ادعا کرد، وقتی به خانه بازگشته، با اجساد مادر و خواهرش رو‌به‌رو شده است.

با این حال تحقیق از او ادامه یافت تا این که او روز گذشته به این جنایت هولناک اعتراف کرد.

اعتراف به جنایتی هولناک

متهم ۱۹ ساله در اظهاراتش به پلیس گفت: من همیشه با مادرم اختلاف داشتم.

مدتی پیش در پی علاقه به دختری، تصمیم به ازدواج گرفتم. اما خانواده‌ام مخالفت می‌کردند.

وی افزود: مادرم می‌گفت باید ادامه تحصیل داده و خدمت سربازی‌ام را به پایان برسانم و بعد از آن کاری برای خود پیدا کنم. اما من بدون توجه به این حرف‌ها، مدام با مادرم درگیر می‌شدم.

متهم جوان درباره روز جنایت گفت: آن روز مثل همیشه با مادر و خواهرم درگیر شدم. مادرم خواست آرام شوم، اما من در اوج عصبانیت ابتدا ضربه‌ای به سر مادرم زدم که بد حال شد و زمین افتاد.

وی افزود: خواهرم بشدت ترسیده بود و جیغ می‌زد. به سمت مادرم آمد تا او را نجات دهد که او را داخل حمام انداخته و در حمام را قفل کردم.

در این هنگام از آشپزخانه چاقویی برداشته و با آن چند ضربه به مادرم زدم. او التماس می‌کرد رهایش کنم و فقط فریاد زد خدایا به دادم برس.

متهم گفت: دقایقی بعد صدای ناله‌های مادرم خاموش شد. خواهرم به در حمام می‌کوبید تا بیرون بیاید و مادرمان را نجات دهد. در همین موقع در حمام را باز کرده و او را به درون یکی از اتاق‌ها پرت کردم و پس از کتک زدن، با همان چاقو ضربه‌هایی به او زدم. خواهرم با التماس می‌خواست رهایش کنم، اما من سنگدل او را هم کشتم.

وی افزود: با صحنه‌سازی می‌خواستم از محل حادثه فرار کنم، اما خون آن دو بی‌گناه دامن مرا گرفت. متهم با قرار قانونی از سوی بازپرس شعبه اول دادسرای عمومی و انقلاب ملارد روانه زندان شد.

تحقیقات تکمیلی از او ادامه دارد تا طی چند روز آینده صحنه جنایت را بازسازی کند.

خواهر ۱۴ ساله ام را در یک لحظه کشتم

خبرنگار جام جم در پی این حادثه با این متهم ۱۹ ساله گفت‌وگو کرده است که می‌خوانید.

به چه اتهامی دستگیر شده‌ای؟

پس از چند لحظه سکوت می‌گوید، قتل مادر و خواهر ۱۴‌ساله‌ام. هنوز باور نمی‌کنم آنها را در یک لحظه کشته‌ام.

از شب حادثه بگو؟

روز حادثه پس از مشاجره با مادرم او و خواهرم را به طرز هولناکی کشتم.با صحنه‌سازی به خیابان آمده و ادعا کردم آنها کشته شده‌اند. لباس خون‌آلودم را نیز پنهان کردم.

آیا بر سر موضوع خاصی با خانواده‌ات اختلاف داشتی؟

من سرباز هستم و سواد درست و حسابی ندارم. مدتی بود دلبسته دختری شده و قصد ازدواج با او را داشتم، اما خانواده بخصوص مادرم با این وصلت مخالفت می‌کردند. همین موضوع باعث اختلاف‌هایمان شده بود. مادرم بیماری ام‌اس داشت و به جای این که من غمخوار او باشم، جان وی و خواهر بی‌گناهم را گرفتم.

اکنون چه احساسی داری؟

دچار عذاب وجدان شده‌ام و هر لحظه از خدا مرگ می‌خواهم. چگونه به چشمان پدرم نگاه کنم، به مادربزرگ، خاله و دایی‌ام چه بگویم.

من مستحق مرگ هستم. از دادگاه می‌خواهم هر چه زودتر مرا اعدام کنند، دیگر حاضر به ادامه این زندگی نیستم.

یک پاسخ به “جوان عاشق، مادر و خواهرش را کشت”

  1. عباس گفت:

    سلام
    دوری ازدین وخدا ببین چه بلایی سرمردم می آورد
    اعوذباالله من الشیطان الرجیم
    …..لاتکونوکالذین نسوالله فانسیهم انفسهم….

    [پاسخ]


نظر دهید