چهارشنبه ۷ تیر ۱۳۹۶ - Wednesday 28 June 2017
کد خبر : 47874
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۵ - ۱۶:۲۰
- بازدید

دلتنگ آن روزها هستم!/ علیرضا صالحی زاده

علیرضا صالحی زاده – روناش دنیا رنگ وارنگ دلها را از هم دور کرده است دلتنگ مردان مردی هستم که زیباترین احساسم در مورد آنان جاری است. دلتنگ آن ایامی که صداقت معنا می شد، دلتنگ ایامی که یک رنگی رنگ همه مردم بود. دلتنگ ایامی که، “من” وجود نداشت و همه«ما» بودند. دلتنگ ایامی که خانواده به دو نفر و یا چند نفر معنا […]

  • علیرضا صالحی زاده – روناش

دنیا رنگ وارنگ دلها را از هم دور کرده است

دلتنگ مردان مردی هستم که زیباترین احساسم در مورد آنان جاری است.

دلتنگ آن ایامی که صداقت معنا می شد، دلتنگ ایامی که یک رنگی رنگ همه مردم بود.

دلتنگ ایامی که، “من” وجود نداشت و همه«ما» بودند.

دلتنگ ایامی که خانواده به دو نفر و یا چند نفر معنا نمی شد، همه اهل محل یک خانواده بودند یا بهتر بگویم آن ایام خانواده ایی به وسعت یک شهر تشکیل شده بود.

ایامی که غم ها شراکتی تقسیم می شد و در شادیها همه خود را سهیم می دانستند؛ کلاً غم و شادی همه با هم بود. تشخیص صاحب عزا و شادی مشخص نبود.

دلتنگم؛ دلتنگ صفای مسجدی که همه چیزمان بود؛ مسجد خانه دوم ما شده بود،آرامشی که در مسجد داشتیم در هیچ جای دیگر از آن آرامش خبری نبود، دلمان برای شبهای مسجد خیلی زود تنگ می شد. شبهایی که رنگ خدایی داشت و قرآن همه ما را گردهم جمع کرده بود.

مسجد شده بود شناسنامه و هویت همه ما. تا کسی را می خواستیم بشناسیم می گفتیم: فلانی بچه مسجد فلان است!!

دلتنگم؛ دلتنگ آن مردانی که آرامش امروز من و امثال من، مدیون آنهاست ، آنهایی که خیلی زود فراموششان کردیم! آنهایی که دیگر باید در موزه ها و یا گلزارهای خاموش سراغشان را گرفت.

دلتگم، دلتنگ آن مردانی که با اینکه در زندگی روزمره فراموششان کرده ایم، اما وقتی می خواهیم از هویت و عزت شهر و کشورمان سخنی بگوییم از آنان نام می بریم.

دلتنگ صفای بچه های جنگم. آن بچه هایی که می گویند:«بخاطر اینکه در بین دوستانش برخی ها از لحاظ مالی ضعیف بودند حاضر نشد لباس نویی بپوشد تا یکدفعه آنان غمگین نشوند»

می گویند:«نفر اول کنکور شد اما گفت دانشگاهها همیشه هست اما باب شهادت معلوم نیست که همیشه باز باشد»

دلتنگ آن نوجوانی هستم که می گویند:«صبح که از خواب بیدار می شدیم می دیدیم که همه کفشهای جلوی سنگر واکس زده و برخی از لباس های کثیف بچه ها شسته شده است و همه از هم می پرسیدند که این کار کیست و کسی نمی دانست؛ تا بعد از شهادت موسی فهمیدند که او بوده،و این را از فرچه و واکسی که در کوله پشتی او پیدا کردند فهمیدند»

دلتنگ آن صفایی که وقتی دید همسنگرش در خواب عمیقی فرو رفته است حاضر نشد  او را بیدار کند و تا صبح در سرما بیرون از سنگر نگهبانی داد.

دلتنگ آن فرمانده ای که حاضر نشد در سرما پتویی دور خود بپیچد، چون که می گفت: بچه ها در پشت خاکریز پتو ندارند!

دلتنگ، آن فرمانده که با اینکه ماشین سپاه را در اختیار داشت حاضر نشد پدرش را تا فلان مکان برساند و ماشین بیت المال را در گوشه خیابان پارک کرد و برای پدرش تاکسی گرفت!

دلتنگ، آنهمه ایثار بچه های جنگ،آن زمان که دیدند برای باز شدن میدان مین باید از جان گذاشت و ولوله ای در پشت میدان مین برپا شد که چه کسی جلوتر برود تا معبر را باز کند.

آخر خدایا در کجا چنین مصادیقی از صفا و ایثار و عشق سراغ داریم؟!

دلتنگم، چرا که رنگها امروز عوض شده اند، خیلی ها درگیر دنیا شده اند و زرق و برق دنیا آنان را فریفته خود کرده است. دیگر هویتمان مسجد نیست و دیگر برای مسجد محل مان دلمان تنگ نمی شود.دیگر از این عاشورا تا عاشورای سال بعد شاید یاد مسجد می کنیم.

دیگر باید رد بچه ها در فلان کانال تلگرام گرفت، دیگر ارتباط پدر و با فرزند از طریق کانال تلگرام است، چه برسد که حال همسایه را بدانیم.

دنیای دیروز یک رنگ داشت و همه همان رنگی بودند. امروز دنیای رنگ وارنگی داریم و اخلاق ما نیز رنگ وارنگ شده است، دنیای امروز چقدر فاصله در بین دلهایمان ایجاد کرده است.

دلتنگ آن روزهایم، روزهایی که یادشان در این رنگ وارنگی امروز آرامشی دل نواز می دهد.

دلتنگ آن روزهایم.

منابع :
کانال روناش در تلگرام
چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
ارسال نظر شما
انتشار یافته : ۰ در انتظار بررسی : 28
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

 

کانال روناش در تلگرام تبلیغات تبلیغات تبلیغات