سه شنبه ۶ تیر ۱۳۹۶ - Tuesday 27 June 2017
کد خبر : 47632
تاریخ انتشار : دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵ - ۱۲:۴۲
- بازدید

حاشیه ای بر اعتراض نمایندگان خوزستان در مجلس؛

آهای مسئولان بالانشین! هیزم تر به شما نفروختیم!/ علیرضا صالحی زاده

نمی دانم هیزم تَر فروختیم به بعضی ها که چنین سرانجامی داریم و یا این قدر کوچک هستیم که به چشم والا حضرتان دیده نمی شویم! روناش/ در عجبم از این همه بی وفایی! رایزنی و این و آن را دیدن و حرفهای علمی و منطقی زدن و حرف از قانون زدن نیز که انگار فایده ندارد! فقط می ماند فریاد زدن؛ که از قدیم […]

نمی دانم هیزم تَر فروختیم به بعضی ها که چنین سرانجامی داریم و یا این قدر کوچک هستیم که به چشم والا حضرتان دیده نمی شویم!

روناش/ در عجبم از این همه بی وفایی! رایزنی و این و آن را دیدن و حرفهای علمی و منطقی زدن و حرف از قانون زدن نیز که انگار فایده ندارد! فقط می ماند فریاد زدن؛ که از قدیم هم می گویند: آنچه به جایی نرسد فریاد است!

راه دیگری نیز هست و آن به شیوه قدیم وارد شدن و اعتراض  و بست نشستن است. کاری که وکلای ما در صحن علنی مجلس در مقابل رئیس مردم(روحانی) انجام دادند. که در جای خود قابل ستایش و تقدیر است، بلاخره باید یک طوری صدای ما به گوش روسای بالانشین برسد.

139308141419059054017124

وکلا گفتند: آب خوزستان را حالا که می خواهید ببرید چرا یواشکی و محرمانه؟! چرا در حضور ما می گویید نه! پشت سر ما می گویید ببرید اما محرمانه! و جالب این که در برابر این اعتراض باز سکوت است که تحویل حتی وکلا داده می شود!!

یواشکی و بی سر وصدا زمانی کاری را انجام می دهند که قانونی نباشد و یا اینکه یک طرف حق بیشتری از دیگری بخواهد! حال کدام است در داستان پرسوز سرشاخه های آبی خوزستان؟!

دیوانه ای به سرش زد و غذای چرب زیاد خورد و به فکر فتح سه روزه خوزستان بر آمد و جوانان این آب و خاک جانانه مقابلش ماندند و عملاً خوزستان ۸ سال از قافله توسعه عقب ماند.

سوغات و یا یادگاری جنگ ۸ ساله، یک هفته در آخر ماه شهریور هر سال است و سوم خرداد و امثال این روزها که فقط گرامیداشتی است و یک عالمه حرفهای تکراری و وعده های توخالی.!

یقیناً هیزم ما تَر نیست، چرا که خوزستان خودش قطبی از اقتصاد این مُلک است و هیزمش یقیناً بهترین هیزم برای روشن ماندن چراغ نفتی دخل دولت. اما سخنان و وعده های قشنگ و انتخاباتی مسئولان برای ما است و عمل و کارهای قشنگشان برای دیگران و یا از ما بهتران.

خاک که سالهاست صاحب خانه شده است و انگار اگر در ماه چند بار چهره خاکیش را نبینیم چیزی را گم کرده ایم، وعده های سرخرمنی مسئولان، در حل آن نیز، با خاک می آیند و با آن و زیر خاکها مدفون می شوند.

برای باران نیز نمی دانیم دعا کنیم ببارد و یا نبارد! ببارد که باید از قبلش برای درمان نوبت بگیریم و نبارد که زمین خشک می شود قبل از اینکه آقایان با دستورات محرمانه شان آن را خشک کنند! هوای اسیدی درد دیگری است که مردم نمی دانند آن را کجای دلشان بگذارند!

نفت و گاز که فقط در کتابها می نویسند که در خوزستان وجود دارد اما در واقعیت ثمره ای از آن به مردم این استان نمی رسد و جالبتر اینکه شهرهای نفت خیزش از محرومیت بیشتر از کل استان برخوردارند و خود استان نیز با اینهمه برکات، نامش در لیست محرومین است.

می ماند آب… در جغرافیا می خواندیم که سه رود پر آب در خوزستان جاری است؛ که احتمالا این درس باید از کتاب جغرافیا به کتاب تاریخ نقل مکان کند و بنویسند:«سه رود پر آب در جلگه خوزستان جاری بود که توسط دولتهای وقت به جلگه های دیگر تغییر جهت دادند، تا مردم آن بلاد خوزستان را به کوچ اجباری وادار نمایند و همه این کارها محرمانه بود!»

خلاصه باوجدانا دیگه آب را دریغ از ما نکنید…

کانال روناش در تلگرام
چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
ارسال نظر شما
انتشار یافته : ۰ در انتظار بررسی : 28
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

 

کانال روناش در تلگرام تبلیغات تبلیغات تبلیغات