rssنسخه موبایل سایت روناش
 
تازه های خوزستان

خوزستان


زیر ذره بین

آخرین خبرها

 

+100%-
تعداد بازدید :635
تاریخ : ۱۳۹۱/۰۵/۳۰ ۲:۰۵:۴۲ بعد از ظهر

خدا به من هدیه ای داده که باید از آن استفاده کنم. یکی این که پدر خوبی داشتم و دیگری اینکه با اسلام آشنا شدم که باید قدرش را بدانم و مسئولیت خود را در قبالش انجام دهم و انجام خواهم داد.

به گزارش روناش به نقل از باشگاه خبرنگاران، خانم ملیسا کارتر و همسرش بهرام حیدری از مدیران هالیوود، حرف های جالبی برای گفتن داشتند. مشروح گفت و گو با خانم کارتر در ادامه تقدیم حضورتان می شود:

من عاشق ایران هستم؛ هم ادبیاتش، هم تاریخش و هم مردمش. پدر من کشیش بود و وقتی ایران آمدم با مردمشان راحت بودم حتی راحت تر از همکارانم در هالیوود. بنده در ایالت اوهایو زندگی می کنم. در امریکا بعد از ۱۱سپتامبر فشارهای زیادی علیه مسلمانان بوجود آوردند. بنده یک هدف دارم؛ که تا زمان مرگم بتوانم با شوهرم و شریکمان که یک کارگردان پولدار پاکستانی است فیلم هایی برای گسترش و شناساندن اسلام بسازم تا آرام باشم.

مهم ترین کار برای مقابله با تفکرات هالیوودی این است که بتوانیم فیلم هایی با تفکر برتر خودمان (اسلام) به صورت تصویری و سینمایی تولید کنیم؛ به عنوان مثال ساخت فیلم های فردوسی وغیره .

 



بنده با خواندن زبان فارسی کم کم با عرفان اسلامی آشنا شدم و با حافظ ، مولوی و … آشنا شدم. بعد شروع به خواندن تفاسیر قرآن کردم و کتاب فصوص را خواندم و برایم بسیار جذاب و ماورائی بود ؛ چنین چیزی را ما در آمریکا نداشتیم که اینقدر کامل باشد و انسان را به شور بیاورد و روح انسان را جلا بدهد. در ایران آمدم و با قم آشنا شدم و حرف ها و کتاب هایی که بود بسیار برایم جدید و جالب بود، البته بسیاری را متوجه نمی شدم ولی افرادی بودند که چندین ساعت و خیلی خوب برای من توضیح دادند. ایران را یک عظمت از معانی و علما یافتم، چیزی که در آمریکا نیست.

در حال حاضر اسلام شدیدا در حال رشد است. به عنوان مثال از بین بازیکنان معروف تیم بارسلونا ۹ نفر مسلمان اند. البته همه افرادی که اهل علم و دانش اند؛ شیفته این دین می شوند، چون اسلام و مسلمانان هم دین را معرفی می کند و هم علم را ، و می گوید تضادی بین اینها نیست و این عکس چیزی است که غرب و تمدن آن می گوید. آمریکایی ها هر وقت در مورد خصایل و ویژگی های حضرت محمد (صلی الله علیه و اله) صحبت می شود اشک می ریزند. فکر برتر از آن مسلمانان ایرانی است و عرفانی که در اسلام و ایران وجود دارد؛ تنها راه رشد اسلام و اشاعه آن ، و بهترین راه نفوذ و تبلیغ است.

در آمریکا به محض رسیدن حداقل اطلاعات از اسلام جذب این دین می شوند. آمریکایی ها با ساده ترین دانسته ها از تاریخ کنجکاو به اسلام می شوند. البته آنها با مطالعه تاریخ مخصوصا تاریخ اروپا ، و آمدن مسلمانان به اروپا و رفتارهای آنان و پی بردن به تحریفات و دروغ هایی که قبلاً شنیده اند هم به این سو کشیده می شوند.

هالیوود یک تولید است و برای رسیدن به هدف خود که عوض شدن دید حقیقی نسبت به اسلام و ادیان است سرمایه گذاری می کند.

در آمریکا به طور ماهیانه صدهزار جلد کتاب از مولوی به فروش می رسد و این عرفان بهترین راه نشر اسلام است. من یک دوستی داشتم که دید بسیار بدی نسبت به اسلام داشت و همیشه با نفرت از اسلام سخن می گفت تا اینکه من یک بار نهج البلاغه را به او دادم و ایشان خواند و پس از یک مدت آمد پیش من و یک جمله گفت و آن این بود که: علی بزرگ ترین مردی است که هیچ کس مثل او نیست و نداریم.

در آمریکا به خاطر تبلیغات شدیدی که نسبت به اسلام وجود دارد، به سختی می شود از اسلام حرف زد ؛ ولی با هر کسی که بتوانی حرف بزنی و با احترام بتوانی رابطه ای ایجاد بکنی خیلی راحت مسلمان می شود.

ما در پی آن هستیم که بتوانیم در کنار هالیوود و بالیوود یک سینمای دیگر نیز به نام سینمای هولی وود بسازیم، سینمایی با بن مایه روحانی و معنویت اسلامی، این کار را می توان با استفاده از پتانسیل فراوان کشورهای دین مدار و مسلمان، ساخت.

ما یک پروژه در مورد مولانا داشتیم ولی متاسفانه ایران رفتار سلیقه ای کرده و تا حالا و فعلاً پروژه بلا تکلیف مانده است، در صورتی که ترکیه قول ۱۵میلیون دلار برای این کار داد و ما نپذیرفتیم چون می خواستیم به نام ایران باشد، ولی حیف که نمی گذارند ؛ در صورتی که این فیلم قرار بود، روزانه در ۱۰هزار سینمای دنیا اکران شود.

متاسفانه قضیه ایران شده قضیه آن جُک ملانصرالدین که سفارش دوخت لباس به کسی داد و گفت کی آماده می شود و خیاط گفت فردا انشاالله! فردای آن روز هم گفت فردا انشاالله! و به همین منوال! و این وضعیت رفتاری بود که پس از سه سال پیگیری با ما می شود. در ضمن ما پروژه عاشورا را هم در هالیوود در کار داریم که متاسفانه با وضعیت برخورد ایران بلاتکلیف است.

در مورد شان علی استون این نکته را بگویم که ایشان همیشه می گوید سرباز مهدی هستم و دو هفته پیش در ویرجینیا یک سخنرانی بزرگ در مورد اسلام و تشیع کردند. ایشان می گوید من با اسلام آوردن خودم را گسترش دادم، پدرم یهودی بود و مادرشان مسیحی هستند و من همه آن ها را می دانستم و قبولشان داشتم و با اسلام آنها را گسترش دادم. آقای شان علی استون می گوید در قرآن نام حضرت موسی ۱۲۷ بار آمده و این من را مجذوب کرد که بتوانم خودم را با این دین گسترش دهم.

امیدوارم که بتوانیم با نسل جوان ایران اسلامی به این هدف برسیم. باید مثل امام که به جوانان اعتماد و ایمان داشتند بتوانیم به جوانان اعتماد کنیم و به این مهم برسیم.

وی در ادامه صحبت هایش تاکید کرد، ایرانیان نمی دانند دشمنشان کیست. دشمن زیر پرده است و دشمن اصلی، التقاط است. ایرانیان در مورد هنر چیزی کم ندارند. امام خمینی (ره) را می شناختم و برایم محترم بودند و وقتی اشعار ایشان را خواندم عاشقشان شدم و حتی وقتی که خاطراتی از ایشان می خواندم این شیفتگی ام دوچندان می شد؛ ولی باید اینها را به خارجی ها معرفی کرد، اینها بسیار تاثیر می گذارد؛ چون امام را نمی شناسند. مردم ایران باید بتوانند شخصیت و زندگی امام را تبلیغ بکنند.

هدف هالیوود نفوذ و تاثیر به شرق است ما هم باید بتوانیم راه نفوذ به غرب را بیابیم که آن رسیدن به صنعت سینما و تکنیک های استاندارد آن است و باید بتوانیم به آن جایگاه برسیم. این تفکر که می گوییم هالیوود دشمن است، اشتباه است، هالیوود وظیفه اش را انجام می دهد؛ چون الان در کل دنیا ایران دشمن معرفی می شود و هالیوود هم برای پول اینگونه عمل می کند، چون پول حرف اول را می زند و هر کسی پول بیاورد فیلمش ساخته می شود بدون هیچ مشکلی. مثلا ما ۵۲ مستند با نام «عرفان، قلب اسلام» را ساختیم و در آمریکا بدون مشکلی پخش کردیم و حتی برنامه ما که پخشش در ساعت ۱۱ شب بود به خاطر استقبال بالا پخشش به ساعت ۸ شب رسید. رسانه ها همیشه دشمن، دشمن می کنند و این صحیح نیست و باعث منحرف شدن از مشکل اصلی و رسیدن به پاسخ صحیح می شود همچنین باعث جلوگیری از ترویج دین عزت بخش اسلام می شود، چون فقط ذهن مردم در تقابل با یک دشمن است.

در جنبش ۹۹ درصدی امریکا مشکل مردم این است که رهبر ندارند و همین سبب به پیروزی نرسیدن آن می شود و این تقصیر خود آمریکایی هاست به خاطر این که تفکر داشتن رهبر را ندارند و فعالیتشان بیهوده می شود. امیدوارم که در کشور من این تفکر داشتن رهبر را یاد بگیرند و با ارتباط با ایرانیان از تفکرات آن ها کمک گرفته تا به پیروزی برسند.

خدا به من هدیه ای داده که باید از آن استفاده کنم. یکی این که پدر خوبی داشتم و دیگری اینکه با اسلام آشنا شدم که باید قدرش را بدانم و مسئولیت خود را در قبالش انجام دهم و انجام خواهم داد.

نظر دهید